به قول سعدی:
رفتیم دعاگفته و دشنامشنیده
نی را عصبانی کرده بود، در یک لحظه به او گفت که " دیالوگ های فیلمهاش اغلب شعاری و غیرقابل باور هستند و به عبارتی شخصیت های فیلمش عقده ایی هستند!" و میلانی هم در جواب گفت : شما نمی توانید کسی را در ایران پیدا کنید که عقده ایی نباشد، همه ایرانیها عقده ایی هستند!!. البته خانم میلانی چند ثانیه بعد سعی کرد تا قضیه را جمع و جور کند اما اوضاع را بدتر کرد. او در ادامه گفت : در ایران میزان عقده ایی بودن افراد متفاوت است اما کافی است تا در ایران به دنیا بیایید تا عقده ایی باشید!. حرف های خانم میلانی من را به فکر واداشت که آیا واقعاً عقده ایی هستم یا نه؟! بنابراین هنگام دیدنیکی از ما دو نفر سعی کردم تا تمرکزم را معطوف به شخصیت های فیلم کنم تا با الگو برداری از آنها با خودم کاری کنم که دیگر یک عقده ایی نباشم!. وقتی مشاهده کردم که شخصیت های یکی از ما دو نفر به موسیقی کلاسیک گوش می کنند و راجب زندگی در خارج و این چیزها صحبت می کنند گفتم شاید باید اینجوری باشم که عقده ایی نباشم اما یک نکته را خوب متوجه نشدم و آن اینکه پریدن یک دختر به هوا و لگد زدن به همکار مردش در محیط کار ( آن هم یک محیط کاری به شدت باکلاس! ) را چگونه می توان توجیه کرد؟ خانم میلانی! هیچ کجای دنیا در محیط کار یک دختر جوان به یک مرد جوان لگد نمی زند و اینقدر راحت به خانه رئیسش ( آن هم رئیسی که از اول فیلم مشخص است که یک هوس باز است) نمی رود تا با هم نوشیدنی مصرف کنند. هیچ زنی تا بدین حد در محل کار خود بی خیال نیست که بگوید در وقت ناهارم کتاب می خوانم و... من ترجیح می دهم عقده ایی باشم تا یک فرد کامل در دنیای میلانی .
که به دلیل بیماری نتوانسته در فیلمی نقش آفرینی کند و تماشاگران هم کم کم او را به خاطره ها سپرده بودند. اما در 7 بهمن 1389 در برنامه هفت ، مصاحبه ایی بافرجامی پخش شد که همه را مات و مبهوت کرد. اولین نکته درباره این گزارش این بود که از فریماه فرجامی دهه ی 60 تقریباً چیزی باقی نمانده بود و آثار بیماری و تسلط نداشتن بر اعصاب و تکلم در وی به راحتی احساس می شد. در این وضعیت آشفته، گزارشگری از طرف برنامه هفت ( که متعلق بهفریدون جیرانی است ) برای مصاحبه با فرجامیبه منزل ایشان فرستاده شد تا با او مصاحبه ایی در ارتباط با بازیگران ایران انجام دهد. همانطور که انتظار می رفت فرجامی جوابهای کاملاً بی اختیاری به سوالات گزارشگر می داد ( فکر کنم اصلاً نمی دانست چه می گوید! ) و جناب گزارشگر هم که دیده بود فرجامی حال و روز خوشی ندارد، سوالاتش را با حالتی کودکانه از فرجامی می پرسید!. صرف نظر از اینکه فرجامی گفت که از فاطمه معتمد آریا خوشش نمی آید و... باید گفت که حرکت آقای جیرانی در سوء استفاده کردن از موقعیت خانم فرجامیتوهین بسیار بدی بود که در حق ایشان انجام گرفت. البته اگرچه جیرانی در هفته ی بعد، از پخش این گزارش عذرخواهی کرد اما کماکان معتقد بود که ظرفیت سینمای ایران برای درک این مصاحبه پایین بود!.
فرج الله سلحشور در خصوص مسعود کیمیایی دعوت می کنم :
ارات عرب نیا درباره خودش به شدت خشمگین شده بود، نامه ایی بلند بالا نوشت و آن را در اختیار خبرگزاری ها قرار داد تا منتشر کنند. الفاظ و ادبیات بکار گرفته شده درباره عرب نیا در این نامه به قدری تند است که اگر ندانید نویسنده آن یک بازیگر است، شاید اصلاً آن را تا به انتها نخوانید.