صاحبدلی از اتوبان طیّارهروی ِ میان کرت ما بگذشت.
ورا پرسیدم: «یا شیخ! چه گویی وصفالحال امروز قنات تاریخیِ وزوان را؟»
تابی به سبیل مبارک داد و فرمود: «اصحاب زراعت را آبی اگر نرسانده، صاحبان جلالت را نانی رسانده!»
چنین گفت و گیوهها در بغل نهاد و در انبوهی ِ ذُرَهخَرَه*، نهان شد...
* در توضیح معانی "ذرهخره"(خرذرّت)، چنین گویند که:
- ذرّتیست که سود خری(بزرگی) به ملّت رساند؛ تا آن حد که حتّی اگر شما در طول سال، لِنگ ِ مبارک را هوا کرده باشی و هیچ کاری نکرده باشی، یکهو بیایند جلوی خانهتان و هفتادهزارتومان جیرینگی بدهند و بروند!
- ذرّتی که به قدریست که اگر در حلق خلقی کنی، صدایشان دیگر قادر به خروج از حناجره(حنجرهها)شان نباشد.
- امّا بر حاشیهی کتابی در باب ِ "ذرهخره" توضیحی آمده، که راستتر مینماید و آن این است که: ذرهخره، ذرّتیست که آن قدر خر است که نمیداند برای سربرآوردن از زمینی، رضایت صاحب ِ آن زمین، شرط ِ شرعی و قانونی و عرفیست و همین جوری، هرجا دلش خواست ميزند بیرون!
لازم به ذکر است این گیاه، در همین شهر خودمان به صورت ِخیلی میروید!
