حالا دیگر مزّهی شیره و کاچی،
از ذهن ِ زبانهای تلخ رفته...
تنها حکایت مردی باقی مانده
که هفت خربزهاش به چشم دیگران،
هفت سر ِ بریده شد!
بیخیال!
کاسهی کاچی ِ داغات را بردار و برو!
کاسهی کاچی ِ داغات را بردار و برو!
بگذار حضرات، مشغول تشابهات آرنج و بیضهشان باشد...(+)
پینوشت : کرسیهای آزاداندیشی که مدّ نظر مقام معظّم رهبری بوده و هست، با این طرز برخورد ما با آرای مخالف، آیا اجازه پیدا میکنند که به نتیجهی مطلوب ختم بشن؟!